خرید بک لینک

اکنون ابرِ سياه بر تخت سلطنت نشسته است
در آسمان
که با غرّشش می بُرّد
ریسمان نور را
و خورشيد را به محاکمه فرا می خواند
با تورِ بارانی به صيد درختان ميرود
و با شلاقش بر شانه های بامها می کوبد
سمج و مدام
و از ناودانها جاری ميشود
آنگه
که عقده هایش را در گوش زمين زمزمه کند
و زمين سنگ صبورش می ماند
ناچار از تشنگی

برچسب: نویسنده: آریا کمالی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 21:26

هرخانه ای حال و هوای خاص خودش را دارد بعضی از خانه ها همین که وارد میشوی عجیب آرامت می کنند انگار که جادویت کرده باشن بعضی از خانه ها رسم شان است صبح های جمعه آفتاب نزده تاسرکوچه را آب وجارو میکنن بعض

برچسب: نویسنده: آریا کمالی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 21:26

نوشته برمیگردم...همهی کسانی که وطن را برای اولین بار ترک می کنند، برای اطمینان خاطر مانده ها، این جمله را خیلی باقاطعیت می گویند در حالی که همه چیز در دلشان مثل ذرات معلق روی هواست. می گوین

برچسب: نویسنده: آریا کمالی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 21:26

یک سرمای ناگهانی میتواند
ارتش مجهز ژرمن هارا
زمین گیر شوروی کند و پرچم ها را
به رنگ دیگری در بیاورد .
یک سرمای ناگهانی میتواند
بهمنی شود و آگهی ترحیم جمعیتی را
ثبت کند
در روزنامه ها.
یک سرمای ناگهانی میتواند
ماه ها تلاش کشاورزی را
همچون بادبادکی که به هوا میفرستند
به دست های باد دهد.
راستی ؛ بیا و اندکی هم
مراقب هوای چشم هایت باش
یک سرمای ناگهانی می تواند ...

برچسب: نویسنده: آریا کمالی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 21:26

گاهی در خلوتت مرا به یاد می آوری و خاطراتمان در تنهایی پیر می شوند زمان من و تو گذشته است! اکنون به کودکت بیاموز درس وفاداری در روزهای پرغرور جوانی را مبادا سال ها بعد در تنهایی اش زمزمه کند: " دوستت

برچسب: نویسنده: آریا کمالی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 21:26

صفحه بندی